X
تبلیغات
اطلاعات نساجی - اخبار از سایت آفتاب
اطلاعات نساجی. اخبار نانو تکنولوژی. اطلاعات درباره آنزیم. اگهی های نساجی. فرآیندهای نساجی
جذب اعضای هیأت علمی از طریق فراخوان موجب می شود تا با اطلاع رسانی صحیح و بموقع امكان ورود به دانشگاه های كشور برای همه داوطلبان و متخصصان به صورت عادلانه و براساس ضوابط فراهم شود.
جذب اعضای هیأت علمی از طریق فراخوان موجب می شود تا با اطلاع رسانی صحیح و بموقع امكان ورود به دانشگاه های كشور برای همه داوطلبان و متخصصان به صورت عادلانه و براساس ضوابط فراهم شود.
به گزارش خبرنگار «ایران»، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در یك نشست خبری با اعلام این مطلب گفت: شورای عالی انقلاب فرهنگی از طریق كار كارشناسی و با توجه به شأن و جایگاه اعضای هیأت علمی دانشگاه ها، برای تشكیل هیأت عالی «جذب اعضای هیأت علمی دانشگاه ها و مراكز آموزش عالی» اقدام كرده است.دكتر محمدرضا مخبر دزفولی با بیان این كه این هیأت از اعضای منتخب شورای عالی انقلاب فرهنگی تشكیل شده و ریاست آن بر عهده یكی از اعضای حقیقی شورا است، افزود: با تشكیل این هیأت از این پس به مشكلات موجود در فرآیند جذب اعضای هیأت علمی و رفع مشكلات و درخواست داوطلبان از طریق یك مرجع بالاتر رسیدگی می شود.به گفته وی تشكیل هیأت عالی جذب اعضای هیأت علمی می تواند موجب یك وحدت رویه و انسجام بخشی به روند جذب هیأت علمی در دانشگاه ها شود.
● تشكیل مركز ساماندهی ترجمه و نشر معارف و علوم اسلامی در خارج از كشور
مخبر به ناهماهنگی های موجود، موازی كاری و انجام كارهای تكراری در حوزه معارف اسلامی و علوم انسانی اشاره كرد و گفت: با توجه به توانمندی بالای افراد و مخاطبان بی شمار در این حوزه ضرورت ایجاد یك مركز متمركز در این باره بشدت احساس می شد.
وی با بیان این كه این مركز برای ایجاد یك جریان فعال، پویا و گسترده در امر توزیع و معرفی كتاب به صورت مكتوب و الكترونیكی تصویب شده است، تصریح كرد: با تشكیل این مركز در آینده ای نزدیك شاهد جهش یك جریان نرم افزاری، كیفی و فرهنگی در میان علاقه مندان دینی و اسلامی خواهیم بود.
● دانشجویان خارجی در ایران به زبان فارسی درس می خوانند
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، زبان علمی در محدوده سرزمینی ایران را زبان فارسی دانست و تأكید كرد: براساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی دانشگاه هایی كه با رویكرد بین المللی در محدوده جغرافیایی ایران، اقدام به پذیرش دانشجوی خارجی می كنند، موظف به تدریس زبان فارسی در آن دانشگاه می شوند.
مخبر افزود: این اقدام برای پاسداشت از زبان فارسی در كشور صورت می گیرد ضمن آن كه در همه كشورهای دنیا نیز دانشجویان خارجی باید به زبان رسمی كشور مورد نظر مسلط باشند.
وی تصریح كرد: اگر دانشگاهی در رشته یا دروس خاص ضرورت تدریس به زبان غیرفارسی را احساس كند می تواند از طریق وزارت علوم و وزارت بهداشت ضوابط تكمیلی و استثنایی را تدوین و برای رسیدگی به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه كند.
● اصلاح اساسنامه دانشگاه تربیت مدرس
مخبر با بیان این كه دانشگاه تربیت مدرس با هدف تأمین مدرس و اعضای هیأت علمی مورد نیاز دانشگاه های كشور ایجاد شده است، گفت: در سال های اخیر این هدف به تربیت متخصص تبدیل شده بود كه برای اصلاح آن و رسیدن به هدف اصلی اصلاحاتی در اساسنامه صورت گرفت.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 10:13  توسط کمالی مقدم  | 

سیستم رنگ RGB در رنگ مانیتور یا تلویزیون استفاده می گردد در صورتیکه در صنعت چاپ از سیستم رنگ دیگری استفاده می شود که هدف این مقاله بحث در حول و حوش آن است.

در دروس دبیرستان در مورد رنگ آموزش داده شده است که برای به دست آوردن رنگهای مختلف سه رنگ مبنا یا ابتدایی وجود دارد. این سه رنگ عبارت هستند از قرمز(R) ، سبز (G) و آبی (B) که به آن RGB اطلاق می شود. با ترکیب رنگهای فوق الذکر که به آن ابتدایی (Primary) گفتیم رنگهای دیگر یا ثانویه (Secondary) ایجاد می شود.
سیستم رنگ RGB در رنگ مانیتور یا تلویزیون استفاده می گردد در صورتیکه در صنعت چاپ از سیستم رنگ دیگری استفاده می شود که هدف این مقاله بحث در حول و حوش آن است.

 

در واقع مفهوم و وجود رنگ با حضور نور معنی پیدا می کند. رنگها بطور کلی، به معنی برگشت نور از یک شئ یا نور یک منبع نوری هستند. اگر نور طبیعی را از منشوری بگذرانیم، شعاعهای نور با رنگهای متفاوت که فرکانسهای متفاوتی نیز طبیعتا دارند از منشور خارج می شوند. رنگین کمان نیز حاصل نوری است که توسط قطرات ریز آب تجزیه شده و نشانگر شعاعهای نور است. چشم انسان قادر به دیدن بخش کوچکی از این طیف نور است. نورهایی که فرکانس آن بین ۳/۴ تا ۵/۷ ضرب در ۱۰ به توان ۱۴ هرتز هستند قابل دیدن می باشند که به معنی فرکانس رنگهایی است که ما قادر به دیدن آن هستیم.
از فرکانسهای پائین می توان از مادون قرمز، ماکروویو، رادیو، تلویزیون و جریان الکتریکی را نام برد که این در شرایطی است که فرکانسهای بالا تر مانند ماوراء بنفش، اشعه ایکس و گاما هم قابل دیدن نیستند.
همانطور که اشاره شد، سیستم رنگ RGB در مانیتور و تلویزیون کاربرد دارد. به این سیستم رنگ ، سیستم افزودنی یا additive نیز اطلاق می شود. توجه کنید که از ترکیب سه رنگ اصلی RGB رنگ سفید حاصل می شود. به زبانی ساده تر با توجه به اینکه صفحه نمایش این قبیل وسایل تیره است برای ایجاد تصویرباید به آن رنگ اضافه نمود. تبین اینکه چرا به این نوع سیستم رنگ افزودنی می گویند از روشهای مختلفی قابل توضیح است. گفتیم رنگ سفید یا نور سفید داری طیفهای مختلفی است که با یک منشور آن طیفها قابل تشخیص هستند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که رنگ مشکی فاقد طیف نوری هست. در یک زمینه مشکی برای ایجاد تصویر باید رنگ اضافه نمود. در صورتیکه در زمینه سفید برای ایجاد تصویر باید طیف رنگ مورد نظر را از مجموع رنگهای سفید کم و یا حذف نمود.
در اینجا سیستم رنگ دیگری را بررسی می کنیم که به خصوص در صنعت چاپ کاربرد دارد. مصطلح ترین نام برای این سیستم رنگ CMYK می باشد، هر چند اسامی دیگری نیز برای این سیستم وجود دارد. این سیستم رنگ از نوع کاهشی یا Subtractive است.

هرکدام از کلمات CMYK معرف یک نوع رنگ به شرح زیر می باشد:
C به معنی Cyan، M به معنی Magenta ، Y به معنی Yellow و در آخر K معرف رنگ مشکی یا Key هستند. در تئوری ترکیب سه رنگ C، M و Y می بایست رنگ مشکی را ایجاد نماید ولی در عمل رنگی که ایجاد می شود کاملا مشکی نیست به همین دلیل کارخانجات تولید کننده جوهر رنگ مشکی را در کنار دیگر رنگهای این سیستم عرضه می کنند.
همانطور که قبلا توضیح داده شد، اساس نمایش تصویر در مانیتور بر مبنای RGB قرار دارد. وقتی تصویر را برای چاپ به چاپگر انتقال می دهیم، بسته به نوع چاپگر، فایل ارسالی بصورت RGB ارسال می شود تا چاپگر فابل را به CMYK تبدیل نماید. بعضی از چاپگرها نیز فایل RGB را به همراه ICC Profile دریافت می کنند. در مورد ICC Profile متعاقبا توضیح داده خواهد شد.
در پروسه تبدیل فایل RGB به CMYK طیف رنگ تغییراتی می نماید. بهترین روش برای تشخیص چگونگی نتیجه تبدیل RGB به CMYK استفاده و بررسی چارت مقایسه طیف های رنگ قابل مشاهده توسط مانیتور (Color Gamut )است

در شکل فوق برای نشان دادن طیف رنگ مانیتور از خط چین های درشت، برای CMYK از خط چین های ریز و برای نشان دادن طیف رنگ قابل چاپ در چاپگرهایی که از سیستم رنگ Panton استفاده می کنند از نقطه چین های متوسط استفاده شده است. با توجه به چارت ، نقطه چین های RGB در بعضی از سطوح خارج از نقطه چینهای CMYK قرار دارند که به این معنی است که در تبدیل، قسمتی از طیف چاپ نخواهد شد یا به عبارت دیگر نمی توان تصویرموجود در مانیتور را عینا چاپ نمود.
در خصوص تبدیل RGB به CMYK نرم افزارهای مختلف و همچنین روشهای متفاوتی وجود دارد. با تغییراتی که کاربران با تجربه چاپ در مقادیر جوهر می دهند، می توان گفت تا حد زیادی تفاوت بین تصویر نمایش داده شده در مانیتور و چاپ را کم نموده اند به شکلی که تشخیص این اختلاف مشکل به نظر می رسد. در حالت عادی تفاوت بین تصاویر روی مانیتور و چاپ شبیه اشکال زیر است.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 10:10  توسط کمالی مقدم  | 

اکثر پنبه‌هائی که در سرتاسر دنیا کشت می‌شوند پنبه‌های سفید هستند که جهت مصارف پوشاک و کالاهای مصرفی به‌صورت شیمیائی رنگرزی می‌گردند. پنبه‌های خود رنگ از هزاران سال پیش در اکثر کشورها وجود داشته‌اند.

استفاده از الیاف پنبه خودرنگ موضوع جدید محسوب نمی‌شود. این الیاف در فام‌های سبز و قهوه‌ای و قرمز از هزاران سال قبل در مناطق مختلف جهان می‌رویند. امروزه کشاورزان با استفاده از روش‌های سنتی و یا نوین به پرورش این الیاف می‌پردازند. به هر حال هر دوی این روش‌ها نتایج زیست محیطی مطلوبی به‌دنبال دارند، زیرا این الیاف نیازی به فرآیند رنگرزی بعدی ندارند. الیاف پنبه خود رنگ دارای خصوصیات و فواید منحصر به فردی نسبت به الیاف پنبه سفید هستند. برخی از این الیاف نسبت به الیاف پنبه سفید کوتاه‌تر، ضعیف‌تر و ظریف‌تر می‌باشند.
این خصوصیات نامطلوب در مقابل خصوصیات جالبی نظیر زیر دست بسیار نرم، قابلیت انعطاف‌پذیری زیاد و جلا و درخشندگی مناسب این الیاف کمتر به چشم می‌آید. کوتاه بودن الیاف پنبه خود رنگ غالباً در فرآیند ریسندگی مرسوم مشکل آفرین می‌باشد، لذا دانشمندان درصدد می‌باشند تا روش‌های جدید و مناسبی برای تبدیل این الیاف به نخ و پارچه‌هائی با خصوصیات عالی ابداع نمایند. نتایج این تحقیقات می‌تواند در مورد الیاف پنبه سفید فامرغوب نیز به کار گرفته شده و منافع اقتصادی زیادی به همراه داشته باشد.
● مقدمه
اکثر پنبه‌هائی که در سرتاسر دنیا کشت می‌شوند پنبه‌های سفید هستند که جهت مصارف پوشاک و کالاهای مصرفی به‌صورت شیمیائی رنگرزی می‌گردند. پنبه‌های خود رنگ از هزاران سال پیش در اکثر کشورها وجود داشته‌اند. این گیاهان الیاف بسیار زیبا و جذاب با فام‌های خاکی تولید می‌کنند ولی متأسفانه این الیاف کوتاه‌تر و ضعیف‌تر از انواع سفید پنبه می‌باشند. فام الیاف خود رنگ پنبه شامل کرم، برنزی، قهوه‌ای، قرمز و سبز می‌باشد ولی فام‌های صورتی، بنفش، ارغوانی، خاکستری و مشکی نیز گزارش شده است. الیاف پنبه خود رنگ به‌دلیل مناسب نبودن برای فرآیندهای ریسندگی مرسوم در گذشته چندان مورد توجه قرار نگرفته‌اند به هر حال دانشمندان توانسته‌اند با کمک علم ژنتیک خصوصیات این الیاف را بهبود بخشیده و ریسندگی آنها در ماشین‌الات مرسوم را امکان‌پذیر نمایند. با این وجود الیاف پنبه خود رنگ برای ایجاد سهولت در فرآیند و کاهش هزینه با الیاف سفید مخلوط می‌شوند. این کار سبب از بین رفتن شدت رنگ و زیبائی ظاهری الیاف خود رنگ می‌گردد. در نتیجه با استفاده از روش‌های فرآیند ریسندگی موجود نمی‌توان از ویژگی‌های الیاف خود رنگ به‌طور کامل سود برد.
طبق تحقیقات به عمل آمده، دسته Gossypium شامل انواع مختلفی از پنبه‌های خود رنگ می‌باشد. برخی از الیاف خود رنگ واقعاً کوتاه بوده و بقیه تا حدودی بلندتر می‌باشند. در مورد ظرافت الیاف نیز الیاف بسیار ظریف و الیاف بسیار ضخیم مشاهده شده است. تنوع الیاف پنبه خود رنگ چه در دنیای قدیم و چه در دنیای جدید بسیار زیاد بوده و این تنوع به مناطق جغرافیائی وابسته می‌باشد. به‌عنوان مثال در کشور پرو انواع مختلفی از گیاهان پنبه که به‌طور وحشی در جنگل‌ها و دشت‌ها می‌روند شناخته شده است. اعتقاد بر این است که از میان الیاف پنبه خود رنگ امروز شناخته شده‌اند، سری G.barbadense به آمریکای جنوبی و سری G.hirsutum به آمریکای مرکزی تعلق دارند اگرچه این‌گونه‌ها را امروزه در هر کجای دنیا می‌توان پرورش داد. در حال حاضر مهمترین الیاف پنبه خود رنگ که در آمریکا می‌روید G.hirsutum یا پنبه Upland می‌باشد.
● ویژگی‌ها
تعداد مقاله‌هائی که در مورد خصوصیات الیاف پنبه خود رنگ منتشر شده بسیار محدود می‌باشد. دلیل امر این است که بررسی ویژگی‌های این الیاف با استفاده از دستگاه‌هائی که برای الیاف سفید طراحی و کالیبره شده‌اند بسیار دشوار می‌باشد. دانشمندان مرکز تحقیقات کشاورزی آمریکا موفق شده‌اند انواع مختلفی از الیاف پنبه خود رنگ که در آمریکا یا کشورهای دیگر می‌روید را جمع‌آوری کنند. این نمونه‌ها توسط دستگاه‌های HVI شرکت اوستر مطابق با روش آزمون استاندارد ASTM D۵۸۶۷ مورد آزمایش قرار گرفته‌اند. همچنین نتایج تحقیقات بر روی رنگ این الیاف به وسیله دستگاه اسپکتروفتومتر دیتا کالر مطابق با روش آزمنون استاندارد ۱۹۸۵ ـ ۱۵۳ AATCC بار نور استاندارد D۶۵ و مشاهده کننده استاندارد ۱۰ درجه به دست آمده است. برای محافظت دستگاه اسپکتروفتومتر در مقابل الیاف آزاد کالیبراسیون و اندازه‌گیری‌های رنگی از طریق یک صفحه کوارتز انجام شده است. الیاف آزمایشی شده از شامل گونه‌های G.barbadense و G.hirsuyum می‌باشند. به منظور مقایسه‌های بعدی، خصوصیات الیاف پنبه سفید آمریکائی به‌صورت زیر طبقه‌بنید گردید: الیاف کوتاه‌تر از ۹۹/۰ اینچ به‌عنوان الیاف کوتاه، الیاف بین ۱۱/۱ و ۲۶/۱ اینچ الیاف بلند، الیاف دارای استحکام کمتر از ۱۷ گرم برتکس الیاف بسیار ضعیف، الیاف دارای استحکام بین ۲۲ تا ۲۵ گرم برتکس به‌عنوان الیاف دارای استحکام میانگین، الیاف دارای میکرونر کمتر از ۳ تا ۹/۳ الیاف ظریف، الیاف دارای میکرونر ۵ تا ۹/۵ الیاف ضخیم و الیاف دارای میکرونر بیشتر از ۵/۹ الیاف بسیار ضخیم در نظر گرفته شدند. میکرونر بین ۴ تا ۹/۴ به‌عنوان ظرافت میانگین در نظر گرفته شده است.
● پیشینه تاریخی الیاف پنبه خود رنگ
بسیاری از افراد با الیاف پنبه خود رنگ آشنائی ندارد و از این موضوع که این الیاف از روزگاران بسیار قدیم وجود داشته‌اند آگاه نیستند.
اولین نمونه‌های پنبه در حدود ۴۵۰۰ سال پیش در سواحل پرو کشف گردید. الیاف پنبه خود رنگ در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در هندوستان به‌طور ۴۰۰۰ سال پیش در هندوستان به‌طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گرفت. استفاده از این الیاف در شوروی سابق و چین نیز گزارش شده است.
به هر حال مراجع تاریخ اندکی در مورد کشت این الیاف در سایر کشورها به جزء پرو موجود است. این الیاف در کشور پرو از جنبه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و داروئی بسیار حائز اهمیت بوده است. گفته می‌شود که نوع مشخصی از این الیاف درایا خواص شفابخش بوده و انواع دیگر برای پوشاندن اجساد مومیائی که هزاران سال دوام دارند استفاده می‌شده است. به‌نظر می‌آید که الیاف پنبه خود رنگ از مکزیک به آمریکا آورده شده است. در مکزیک الیاف پنبه خود رنگ توسط بردگان در مزارع ریسیده و بافته می‌شد. تا سال ۱۷۰۰ میلادی در می‌سی‌سی‌پی و لوئیزیانای آمریکا ریسیدن و بافتن این الیاف همچنان رونق داشته است تا قبل از آغاز جگ جهانی دوم الیاف پنبه خود رنگ در بخش‌هائی از ایالات متحده، آمریکائی مرکزی و جنوبی، بریتانیا، هندوستان و شوروی سابق می‌روئیده است. در نیمه دوم قرن بیستم پس از رایج شدن الیاف پنبه الیاف پنبه خود رنگ اهمیت خود را از دست دادند.
اخیراً قانون ممنوعیت کشت گونه‌های بومی الیاف خود رنگ در پرو به اجراء درآمده است و متأسفانه سبب منقرض شدن برخی از انواع این الیاف شده است. خوشبختانه کشورهای دیگر به کشت این الیاف ادامه داده و در مقابل این قوانین مقاومت می‌کنند.
● محصولات جدید
در ده سال گذشته الیاف پنبه خودرنگ باز هم در کانون توجه قرار گرفته‌اند. در ابتدا این الیاف محبوبیت زیادی در بین ریسندگان دستی پیدا کردند. از میان این افراد سالی فوکس کسی بود که از الیاف خود رنگ برای تولید و تجارت استفاده نمود. بعدها او با همکاری مرکز تحقیقات نساجی بین‌المللی نشان داد که می‌توان الیاف پنبه خود رنگ را با ماشین‌آلات مدرن امروزی ریسید.
آزمایشات، امکان‌پذیر بودن این کار را نشان دادند و محصولات مصرفی متنوعی تولید گردید. پرورش دهنده دیگر الیاف پنبه خود رنگ مرکز تحقیقات پنبه کالیفرنیا می‌باشد. کشاورزان زیاید برای تولید الیاف پنبه خود رنگ با یان شرکت قرارداد امضا کرده‌اند. محققین و تولید کننده‌های بذر نیز با انگیزه‌های علمی و اقتصادی به پرورش این الیاف دست زده‌اند. عده اندکی نیز با دید هنری و سرگرمی به این الیاف نگاه می‌کنند و در مزارع کوچک به پرورش این الیاف مبادرت می‌ورزند. سازمان‌های زیادی وجود دارد که به‌صورت بین‌المللی به پرورش الیاف خود رنگ اشتغال دارند. شرکت پاکوچوپاکس در سال ۱۹۹۴ تحت مدیریت جمز وری لند در پرو آغاز به‌کار نمود.
شرکت کوچکتری نیز با نام آلگودونس مایاس در گواتمالا با مدیریت هوراسیو ویلا ویسنسیو وجود دارد. در استرالیا جفت و مریلن بیدستراپ از شرکت بیدستراپ فارمینگ اقدام به کشت الیاف پنبه خود رنگ نموده‌اند. هر یک از این شرکت‌ها درایا نمایندگی فروش پوشاک تولید شده از این الیاف نیز هستند. شرکت‌های دیگری نیز در چین، استرائیل، هندوستان و فرانسه نیز به تولید این الیاف مشغولند. میزان تولید الیاف پنبه خود رنگ در ایالات متحده تنها بخش کوچکی (یک درصد) از تولیدات کشاورزی این کشور یعنی بین ۵۰۰۰ تا ۷۰۰۰ جریب از مجموع ۱۶ میلیون جریب زمین کشاورزی کشت شده می‌باشد. عوامل مختلفی در کاهش زمین‌های کشاورزی اختصاص داده شده به این الیاف مؤثر می‌باشند.
● رنگ و ژنتیک
اخیراً کورانه و والگمور مقاله‌ای درباره ژنکتیک الیاف پنبه خود رنگ منتشر کرده‌اند. آنها در این مقاله عنوان کرده‌آند که ۲ تا ۳ ژن و تعداد زیادی ژن اصلاح شده در تنوع رنگی الیاف خود رنگ موثر می‌باشند. در اوایل سال ۱۹۰۰ فلچر عنوان کرد که به هنگام بررسی قوانین وراثت مندل بر روی پنبه به این موضوع پی برده است که ژن رنگی بودن نسبت به ژن سفید بودن ژن غالب به حساب می‌آید. هاتچینسون گزارشی در مورد یک ژن موجود در الیاف خود رنگ قهوه‌ای ارائه نمود و ۳ عامل مؤثر در کنترل رنگ الیاف را برشمرد که بعدها توسط سیلوو مورد تائید قرار گرفت. کوهل توانست به وسیله تفکیک ژنی رنگ‌های الیاف خود رنگ را جداسازی نماید. این رنگ‌ها پلی پنتیک یا چند ژنی بودند و هر رنگ داریا ۲ تا ۳ ژن کنترل کننده بود. شوتز تنها در مورد رنگ سبز ۶ ژن مؤثر و کنترل کننده رنگ را شناسائی و معرفی نمود.
● تنوع گزارشات
باید این نکته را مورد توجه قرار داد که طبقه‌بندی الیاف خود رنگ بیسار متنوع و گوناگون می‌باشد. برخی از محققان بنی خانواده‌های قرمز . قهوه‌ای فرق قایل می‌شوند در حالی که برخی دیگر قرمز را زیر مجموعه قهوه‌ای می‌دانند. مشاهده شده است که الیاف سبز و قهوه‌ای از نظر طبیعت و محل قرارگیری فیزیکی رنگدانه‌ها در آنهابا یکدیگر اختلاف دارند.
استفر الیاف قهوه‌ای را در محلول هیدروکید سدیم قرار داد و رنگدانه‌هائی با غلظت متفاوت را در ناحیه لومن الیاف مشاهده نمود که به وسیله حلال‌ها قابل استخراج نبود. رایسر و دیگر محققین در مقالات خود عنوان کرده‌اند که رنگ‌دانه‌های الیاف سبز در دیواره سلولی قرار گرفته‌اند.
مطالعات گسترده مشخص ساخته است که الیاف پنبه خود رنگ سز و قهوه‌ای شامل لایه‌های متناوب و مرکزی سلولز و واکس‌های چرب می‌باشند. به هر حال لازم به ذکر است که تمام الیاف قهوه‌ای و سبز مشابه یکدیگر نمی‌باشند. این موضوع تحقیق و بررسی بر روی الیاف پنبه خود رنگ رامشکل ساخته و خاطر نشان می‌کند که نتایج به دست آمده در مورد یک گونه نباید به تمام الیاف آن گونه تعمیم داده شود.
● رنگ در مقابل کیفیت
تنوع بسیار زیاد الیاف پنبه خود رنگ و پیچیدگی‌های ژنتیکی آنها شناخت و گسترش روش‌های مناسب پرورش و بهبود خواص این الیاف را با مشکل روبه‌رو کرده است.
ریچموند یک رابطه معکوس میان رنگی بودن و کیفیت الیاف گزارش کرده است. وی همچنین متوجه شده است که ژن‌های کنترل کننده رنگ‌های سبز و قهوه‌ای رشد الیاف را متوقف می‌کنند. اگرچه محققین روش‌های اصلاح ژنتیکی مختلفی را ارائه نموده‌اند ولی پرورش‌دهندگان این الیاف بر این عقیده‌اند که استفاده از این روش‌ها سبب ایجاد تغییر رنگ و کاهش شدت رنگی الیاف می‌گردد.
● مزایا و معایب الیاف پنبه خود رنگ:
▪ جایگزین رنگرزی
یک مزیت زیست محیطی استفاده از الیاف پنبه خود رنگ عدم نیاز به رنگرزی این الیاف است. در این صورت هزینه تولید بین ۱ تا ۲ دلار در هر پوند کاهش می‌یابد. قیمت میانگین الیاف خود رنگ در هر پوند ۵/۱تا ۲ دلار یعنی ۲ تا ۳ برابر این الیاف میزان کمتر محصول را برای کشاورزان جبران می‌کند.
▪ مزایای کاربردی
خصوصیات منحصر به فرد برخی از گونه‌های الیاف خود رنگ در مقایسه با الیاف سفید آنها را به شدت سودمند کرده است. به‌عنوان مثال بسیاری از الیاف پنبه خود رنگ بسیار ظریف هستند و میکرونر آنها در حد ۵/۲ تا ۵/۳ می‌باشد. در نتیجه دارای زیر دست نرم و مطلوبی و جلا و درخشندگی خیره کننده‌ای هستند.
اختلاف بین استحکام الیاف سفید و الیاف خود رنگ را می‌توان تا حدودی با افزایش استحکام نخ تولید شده جبران نمود. کیمل مشاهده کرده‌اند که الیاف پنبه خود رنگ از گونه G.hirsutum که ۳۵ تا ۵۰ ذرصذ ضغیف‌تر از الیاف سفید هستند در رسیندگی چرخانه‌ای نخ‌هائی تولید می‌کنند که تنها ۲۰ تا ۳۰ درصد ضعیف‌تر از نخ‌های تولید شده به وسیله الیاف سفید می‌باشد. علت امر وجود الیاف بیشتر و ظریف‌تر در سطح مقطع نخ در نمره نخ یکسان نسبت به الیاف سفید می‌باشد.
تولید نخ‌های دو جزئی مغزی‌دار سبب افزایش استحکام و دیگر خصوصیات کاربردی نخ می‌شود. بنابر نتایج تحقیقات کیمل این چنین نخ‌هائی تا حدود ۴ تا ۱۰۰ درصد از نخ‌های تولید شده با الیاف تمام رنگی در سیستم چرخانه‌ای از استحکام بیشتری برخوردارند.
▪ مشکلات تجاری
تلاش‌های انجام شده برای تجاری کردن این الیاف علاوه بر محدودیت‌ تولید با فشاری سیاسی و رقابت‌های قانون مواجه شده است. این مشکلات ناشی از نگرانی کشاورزان از آلوده شدن پنبه سفید در اثر گرده افشانی ژنتیکی با پنبه‌های رنگی و از بین رفتن پنبه سفید می‌باشد. نگرانی از آلوده شدن پنبه‌های سفید در اثر مخلوط کردن مکانیکی الیاف در حین عملیات جین کردن، لیفتر زدائی، حمل و نقل و جابه‌جائی بذر نیز یکی دیگر از دلایل بروز مشکل بر سر راه تجاری کردن الیاف خود رنگ می‌باشد حمایت کنندگان از الیاف پنبه خود رنگ ایجاد واحدهای جداگانه برای فرآیند بر روی الیاف پنیه سفید و رنگی را پیشنهاد می‌کنند. قوانین جدید پرورش و جین کردن الیاف پنبه خود رنگ را در کالیفرنیا و آریزونا محدود کرده است.
● تحقیقات علمی
▪ ثبات رنگی:
تحقیقات زیادی بر روی ثبات رنگی الیاف پنبه خود رنگ صورت گرفته است. اکثر این تحقیقات بر روی ثبات رنگی این الیاف در برابر نور خورشید و نورهای مصنوعی، فرآیندهای شست‌وشوی خانگی و مواد شیمیائی تکمیل کننده متمرکز شده است. الیاف پنبه خود رنگ سبز پائین‌ترین ثبات رنگی را در بین دیگر الیاف رنگی از خود نشان می‌دهند. الیاف قهوه‌ای و بژ طبق تحقیقات به‌عمل آمده نسبت به الیاف قرمز و سبز از ثبات رنگی بهتری برخوردارند. برخلاف منسوجات رنگرزی شده که در اثر شست‌وشو رنگ خود را از دست می‌دهند، شدت رنگ الیاف خود رنگ در اثر شستشو افزایش می‌یابد. نتایج گزارش شده در مورد تعداد سیکل شستشو جهت رسیدن به بیشترین شدت رنگی بسیار متفاوت است. طبق گزارشات، آب داغ و شوینده‌های فسفات سبب بیشترین افزایش شدت رنگ در الیاف می‌شوند. عملیات تکمیلی به وسیله آمونیاک که سبب تغییر رنگ شدیدی در الیاف می‌گردد.
▪ خصوصیات فیزیکی:
دیکرسون خصوصیات فیزیکی پارچه‌های بافته از الیاف خود رنگ قهوه‌ای، سبز و قرمز را در مقابل خصوصیات پارچه‌های پنبه سفید و مخلوط این الیاف مورد ارزیابی قرار داده است. مقاومت پارگی الیاف خود رنگ کمتر از الیاف سفید بوده ولی فرآیند شست‌وشوی خانگی اثر کمتری بر کاهش مقاومت پارگی الیاف خود رنگ در مقایسه با الیاف سفید دارد. پارچه‌های بافته شده از الایف قهوه‌ای دارای ثبات ابعادی بهتری نسبت به الیاف قرمز و سبز دارند. پارچه‌های پنبه سفید و پارچه‌های الیاف قهوه‌ای از ثبات یکسانی در مقابل پرزدهی برخوردارند. ثبات در برابر پرزدهی تمام پارچه‌ها حتی پس از ۲۰ سیکل شست‌وشوی خانگی قابل قبول می‌باشند. چن پس از انجام آزمایشات اسپکتروسکوپی رطوبت محتوی کمتر و بلورینگی بیشتر الیاف قهوه‌ای را گزارش داده است. طبق گزارشات الیاف قهوه‌ای میزان نیتروژن و گروه‌های کروبوکسیل بیشتری نسبت به الیاف دیگر دارند و از این رو مقاومت آنها در برابر سوختن بیشتر می‌باشد. برخی از الیاف قهوه‌ای بدون استفاده از مواد ضد آتش در استانداردهای ضد اتش ایالات متحده پذیرفته شده‌اند. مک‌دانیل ادعا کرده است که الیافی به‌وسیله پیوند ژنتیکی بین دو نوع گیاه پنبه خود رنگ تولید نموده که دارای مقاومت حرارتی بسیار عالی می‌باشد. الیاف با طول ۲۹ میلیمتر و استحکام ۲۹ گرم بر تکس و میکرونر ۳ تا ۵/۵ را می‌توان از لحاظ خصوصیات فیزیکی در حد الیاف سفید در نظر گرفت.
کوپر ادعا کرده است که موفق به تولید الیافی با طول، استحکام و ظرافت قابل قبول شده است. اگرچه استحکام این الیاف در مقایسه با الیاف سفید کمتر می‌باشد.
● مصارف و کاربرد:
الیاف پنبه خود رنگ برای تولید انواع مختلف پارچه‌ تاری پودی و حلقوی پودی مورد استفاده قرار می‌گیرد. به هر حال به‌نظر می‌رسد این الیاف در زمینه منسوجات بی‌بافت نیز جایگاه مناسبی دارند. از الیاف خود رنگ غالباً در تولید پتوهای سوزن زده شده (به‌ویژه آنهائی که توسط پارچه آستری یا الیاف اتصال دهنده استحکام بخشیده شده‌اند) دارای ثبات ابعادی و حرارتی مناسب استفاده می‌گردد. با توجه به فواید زیست محیطی الیاف خود رنگ، استفاده از آنها افزایش چشم‌گیری داشته است. در حال حاصر محصولات مصرفی متنوعی مانند کاغذ، حوله، تی‌شرت و جوراب از این الیاف تهیه می‌گردد.
● کاربردی کردن الیاف پنبه خود رنگ:
محققین در تلاشند تا روش‌هائی برای تبدیل الیاف خود رنگ موجود به نخ و پارچه‌هائی مستحکم‌تر و با کارآئی بالاتر ارائه دهند. نتیجه این تلاش‌ها تولید نخ‌های دو جزئی مغزی‌دار با روشی به مراتب ساده‌تر و متفاوت از روش‌های شناخته شده قبلی می‌باشد. استفاده از الیاف مصنوعی در قسمت داخلی نخ و استفاده از الیاف مصنوعی در قسمت داخلی نخ و استفاده از الیاف خود رنگ در قسمت خارجی نخ محصولی با زیر دست نرم و ظاهری زیبا و نیز با کارآئی بالا تولید می‌نماید.
هدف حفظ و نگهداری خصوصیات مطلوب پنبه است در عین حال از مزایای الیاف مغزی نیز استفاده می‌گردد. نتایج این تحقیقات می‌تواند در مورد الیاف پنبه سفید نامرغوب نیز به کار گرفته شود.
● انتخاب مصرف‌کنندگان
اگرچه امروزه محصولات تولید شده از الیاف خود رنگ چندان در بازار رایج نمی‌باشند ولی این محصولات در حجم اندک در شکل پوشاک و منسوجات خانگی مورد استفاده قرار می‌گیرد. علاوه بر موضوع ایمنی اکثر مصرف کنندگان به‌ظاهر بصری منسوجات توجه خاصی دارند. این موضوع هنگامی که مصرف کننده بخواهد پول زیادی پرداخت کند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. اکثر تحقیقات انجام شده بر روی الیاف پنبه خود رنگ بر روی اثر مواد شیمیائی یا روش‌های اعمال مواد شیمیائی بر الیاف متمرکز شده است. نتایج این تقیقات بیان می‌دارند که کیفیت الیاف خود رنگ در اثر شست‌وشو افزایش می‌یابد. همچنین با ارائه بر چسب‌های نگهداری پوشاک به‌مصرف کننده می‌توان از حفظ کیفیت این محصولات اطمینان حاصل نمود.
● نتیجه‌گیری کلی
الیاف پنیه خود رنگ دارای ویژگی‌ها و خصوصیات بسیار متنوعی هستند. اگرچه در مقایسه با الیاف سفید، الیاف خود رنگ ضعیف‌تر و کوتاه‌تر هستند ولی برخی از گونه‌های این الیاف دارای طول و استحکام قابل قبولی می‌باشند. محدوده نمره این الیاف بسیار گسترده و متنوع می‌باشد. به هر حال ارتباط بین رشد و نمره این الیاف نیاز به‌بررسی بیشتر دارد. برخی از گونه‌های الیاف خود رنگ آپلند بسیار ظریف و نرم می‌باشند. ویژگی‌های فیزیکی منحصر به فرد این الیاف از جمله زیر دست، قابلیت پوشش، نرمی و رنگ استفاده از آنها را در منسوجات مناسب نموده است.
امروزه با توجه به مسائل بهداشتی و زیست محیطی استفاده از الیاف خود رنگ رو به فزونی گذاشته است. اگرچه مشکلات زیادی بر سر راه تجاری کردن این الیاف وجود دارد ولی به‌خاطر خصوصیات منحصر به فرد این الیاف می‌توان امید داشت جایگاه خود را در ویترین مغازه‌ها حفظ نمایند. در حالی که پرورش دهندگان این الیاف به پرورش گیاهان پنبه با رنگ‌های متنوع‌تر و خصوصیات فیزیکی مطلوب‌تر می‌پردازند، دانشمندان نیز به گسترش روش‌های مناسب برای تبدیل این الیاف به نخ و پارچه‌ می‌اندیشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 11:29  توسط کمالی مقدم  | 

واحدهائی که الیاف staple مصرف می‌کنند جهت حمایت از شرکت پلی‌اکریل بایستی ۱۰ درصد عوارض ورودی بدهند، زمانی‌ پلی‌اکریل خط اول او تعهد تولید الیاف پتو بود امروزه خط جدید تولید الیاف فرشی بوده و در بخش پتو هم الیاف فرشی و الیاف ۳ دنیر برای پتوی راشل تولید نموده و علاقه‌ای به تولید الیاف staple نداشته و قادر به تولید الیاف ۱/۵ دنیری هم نبوده است
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 11:12  توسط کمالی مقدم  | 

 

هرودت مورخ معروف يونانى از نساجى ايران در ادوار قبل از ميلاد سخن گفته است. اولين نشانهها از وجود پارچههاى بافته شده در ايران، متعلق به ۴۰۰۰ سال ق.م است؛ که در حفريات شوش بدست آمده است. همچنين بخشى از يک وسيلهٔ مخصوص ريسندگى در تپه حصار متعلق به ۳۰۰۰ سال ق.م کشف شده که مىتواند نشانهاى از تکامل ريسندگى در آن دوران باشد. پس از آن يعنى در حدود ۲۵۰۰ تا ۲۷۰۰ ق.م بافندگى کاملاً معمول بوده و پارچههاى مرغوبى از پشم گوسفند و موى بز و يا با رشته‌‌هاى طلا و نقره بافته شده است. از روى نمونههاى سنگتراشى باقىمانده از دورهٔ مادها، مشخص مىشود که نساجى در اين دوران کاملاً مرسوم بوده است.

 

 

 

در دوران هخامنشي، نساجى ايران در زمينه بافت پارچههاى پشمى نرم و لطيف بوده؛ همينطور از پارچههاى زرى در اين اوان ياد شده که براى لباس و سراپرده بکار مىرفته و معروف بوده است.

 

 

 

از دورهٔ اشکانى بهجز چند نمونهٔ اندک که منسوب به اين دوران است، چيز مهمى باقى نمانده است.

 

 

 

در دوره ساساني، صنعت پارچهبافى از صنايع مهم ايرانيان بوده؛ گفته مىشود که هنرى بسيار زيبا و نفيس بود که حتى بيرق امپراتورى روم از آن تهيه مىشد و پارچههاى ابريشمى چين را نيز به شدت تحت تأثير خود قرار داده در دوره ساسانى فن بافندگى در اوج عظمت خود قرار داشته و پارچههاى ابريشمى که از اين دوران به ما رسيده، اشکال و رسمهاى تزئينى شامل مجموعههاى دواير و اشکال هندسى و تصاوير حيوانات و پرندگان و يا سواران در حال شکار را در معرض ديد قرار مىدهد.

 

 

 

در دورهٔ اسلامى و اوايل آن صنعت نساجى متأثر از هنر بافندگى ساسانى است و از نظر تکنيک تغييرى حاصل نشده و تنها نقوش و طرحها تغيير کردهاند.

 

 

 

در فاصلهٔ قرن دوم تا چهارم هـ . ق بافندگى و نساجى در ايران رشد بيشترى داشته و در موزهٔ صنايع اسلامى قاهره، نمونههايى از آثار نساجى اين دوران نگهدارى مىشود که متعلق به مرو و نيشابور است.

 

 

 

در دورهٔ امويان و عباسيان بافت پارچههاى زربفت و ابريشم معمول بوده است. از تفاوت نقوش اين دوره با پارچههاى ساساني، استفاده از خط در حاشيه پارچههاى عصر اسلامى است که از جنس پشم يا ابريشم است.

 

 

 

بعضى محققين معتقدند که صنعت نساجى در زمان سلجوقيان به درجه کمال خود رسيده است. شکلهاى تزئينى روى پارچه در اين دوره تغييرات زيادى کرد. در عين حال در اين دوره تأثير سبکهاى چينى آغاز شد که طرحهاى دقيق گياهى و جانورى روى پارچههاى حرير نقش بست. از نمونههاى اين دوران، پارچه ابريشمى سبک و نازکى است که روى آن طرح حيوانات و خطوط کوفى بسيار عالى نقش شده و رنگهاى بکار رفته در آن عبارتند از: سبز و سفيد بر زمينهٔ طلايى و قرمز تيره و قهوهاي.

 

 

 

در دورهٔ سلجوقى شهر رى از شاخصترين مراکز پارچه‌‌بافى در ايرا ن بود؛ اين صنعت در دوران سلجوقى از نظر بافندگي، ابتکار انواع نقشه، و نيز زيبايى رنگ به بالاترين درجه رسيده بود. از مراکز ديگر نساجى در اين دوران، يزد، کاشان و تبريز بوده است.

 

 

 

در دو قرن هفتم و هشتم هجرى (دوره مغول)، بخاطر افزايش ورود کالاهاى چين و گسترش تجارت ايران و چين و بعد حملات مغول و آمدن عده زيادى از بافندگان چينى به ايران، تأثير سبکها و روشهاى تزئينى چين بر صنعت نساجى ايران رو به افزايش نهاد. بر اثر تقاضا براى اجناس چيني، نساجان ايران نيز از اين سبک تقليد کردند. وجود طرح‌‌هايى از اژدها، و ساير حيوانات افسانهاي، گل لوتوس و ابرهاى چيني، که مختص پارچههاى چينى بود، و در پارچههاى ايران به وفور بکار رفت، نشانهٔ اين تأثير است. از مراکز مهم بافندگى در اين دوران، هرات، نيشابور، مرو و تبريز بودهاند. منسوجات دورهٔ مغولي، داراى رنگهاى مطبوع و ملايمى بوده است.

 

 

 

در دورهٔ تيموريان شهرهاى يزد، اصفهان، کاشان و تبريز، منسوجات خود را به اطراف و اکناف عالم اسلام صادر کردند. پارچهبافى در دورهٔ تيموريان، گام بزرگى در راه رسيدن به تکامل برداشت.

 

 

 

دورهٔ صفوى عصر طلايى براى نساجى و بافندگى ايران بشمار مىآيد. پارچههاى دورهٔ صفويه در تمام تاريخ نساجى جهان نظير ندارد. طرح اين پارچهها بسيار متنوع است. پارچههاى ابريشمى و کتاني، ديبا، مخمل و اطلس با زيباترين رنگها به بازارهاى اروپا و روسيه صادر مىشد. در بسيارى از اين پارچههاى مجلل، صحنههايى از شاهنامه و وقايع داستانهاى شعراى ديگر، مناظر باغ و شکار گنجانده شده است. رايجترين پارچههاى اين دوران، نوعى پارچهٔ ابريشمى است بنامتافتهکه بافت اصفهان و ابيانه است. پارچههاى چندلايى در دورهٔ صفويه مهمترين بخش صنعت بافندگى يزد است. پارچههاى چندلايى با چند تار و چند پود در کاشان نيز بهچشم مىخورد که رويهاى صاف و يکنواخت دارند و بافت اغلب آنها اُريب است. مخملهاى دوره صفويه از نظر ظرافت نقوش و هماهنگى کامل رنگها بىنظيرند. و هنوز در تاريخ پارچهبافى کسى نتوانسته محصولاتى به اين زيبايي، و از جهت فنى بىنقص بسازد. کارخانههاى ايران در دوره صفويه بهترين انواع ديبا و مخمل را که گاه با رشتههاى نقره تزئين مىشده، بافتهاند. همچنين پارچههاى نفيس ترمه در شهرهاى يزد و کرمان بافته شده است.

 

 

 

در تزئينات پارچه از موضوعات جشنها و حيوانات و درخت سرو و نارون و يا شاهزادگان در شکارگاه، نيز استفاده مىشده است. مهمترين مراکز نساجى در اين دوران، شهرهاى تبريز، اصفهان، کاشان، رشت، مشهد، هرات، قم، ساوه، اردستان، شيروان و سلطانيه بودند.

 

 

 

پارچههاى چاپ قلمکار در فاصلهٔ قرون ۱۱ و ۱۲ هـ . ق توليد مىشد. در اين زمان که پايتخت اصفهان بود، اين شهر خود يکى از مراکز توليد پارچه چاپ قلمکار بود و به شهرت فراوانى دست يافت.

 

 

 

در فاصلهٔ قرون ۱۲ تا ۱۴ هـ . ق و نيز دوران معاصر، هنر نساجى رونق خود را از دست داد و از تعداد بافندگان کاسته شد. و بافت پارچههاى نفيس تنها در مراکز اندکي، بخصوص در مناطق روستايى و عشايرى صورت مىگيرد.

 

 

 

در حال حاضر مراکز مهم توليد پارچههاى دستباف ايران، يزد، خراسان، مازندران، گيلان، خوزستان و گلستان مىباشد. بافت مخمل و زرى در تهران در مراکز ميراث فرهنگى و در کاشان و نيز هنرستان هنرهاى زيباى اصفهان انجام مىشود. ترمهبافى نيز بهشکل محدودى در کرمان و يزد انجام مىشود.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 16:42  توسط کمالی مقدم  | 

عملیات اجرایی بزرگترین واحد تولید صنعتی و آموزشی پوشاك غرب آسیا به نام شركت سهند كریستینا با مشاركت تركیه در شهرك سرمایه گذاری های خارجی تبریز آغاز شد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 16:30  توسط کمالی مقدم  |